از غبارِ بیابان تا درخششِ مروارید؛ داستانِ دگرگونیِ من و تولد «فرمیوم»

 

چگونه کارگاه گوهرتراشی خود را راه انداختم؟ (تجربه شخصی از تحصیل تا بازار کار)
 

سال ۹۱ و یک انتخاب متفاوت
سال ۹۱ وارد دانشگاه در رشته زمین‌شناسی شدم. رشته‌ای که برخلاف تصور بقیه، انتخابِ آگاهانه‌ی من بود. یادم هست در دوران دبیرستان، با وجود اینکه برای رشته‌هایی مثل داروسازی و علوم آزمایشگاهی تلاش می‌کردم، درس زمین‌شناسی را در اتوبوس و وقت‌های آزاد می‌خواندم و توجه کاملی به آن نداشتم. حتی علوم آزمایشگاهی دانشگاه آزاد هم قبول شدم، اما وقتی تحقیق کردم، دیدم دوستش ندارم. ته دلم از اینکه یک رشته مرتبط با تجربی در دانشگاه دولتی قبول شده بودم، «عروسی» بود. آن روزی که یواشکی رفتم کافی‌نت تا نتیجه کنکور را ببینم، هیچ‌وقت یادم نمی‌رود؛ از خوشحالی تا خانه در دلم فریاد شادی می‌کشیدم.

چالش‌های دوران دانشجویی
روز اول ثبت‌نام، با پدر و مادرم رفتم. مسیر دور بود و چالش‌ها زیاد، اما من با عشق می‌رفتم. برعکسِ انتظارم، ترم اول یک درس را مشروط شدم چون هرچه می‌خواندم فایده نداشت، اما همان‌جا یاد گرفتم چطور باید دانشگاهی درس خواند. در کلاس از همه سخت‌کوش‌تر بودم و با وجود اینکه کار می‌کردم و خرج تحصیلم را خودم می‌دادم، توانستم زودتر از ۴ سال لیسانسم را از دانشگاه بگیرم. آن سال‌ها، بهترین سال‌های عمرم بود.

 

مسیرِ رسیدن به آرزوی گوهرتراشی
بعد از لیسانس، در رشته زمین‌شناسی اقتصادی کنکور دادم و قبول شدم، به امید اینکه به گوهرها برسم؛ اما وقتی دیدم آن چیزی نیست که می‌خواستم، رهایش کردم. پنج سال گذشت تا اینکه با همسرم و حامی تمام آرزوهایم آشنا شدم. من از آرزویم برای داشتن کارگاه گوهرتراشی گفتم؛ آرزویی که بخاطر مسائل مالی هیچ‌وقت جرات نکرده بودم سراغش بروم. یک روز او به من گفت: «میایی بریم یه جایی؟» و من را به یک آموزشگاه گوهرشناسی به اسم لیان گوهر برد.

در آموزشگاه لیان‌گوهر، من این شانس را داشتم که در فضایی کاملاً حرفه‌ای و در عین حال صمیمی رشد کنم. جناب استاد آریانی مهر با آن منشِ والا و نگاه متخصص‌شان، مسیر را برایم روشن کردند، اما بخش بزرگی از مهارت و دقتی که امروز در دست‌هایم دارم را مدیون راهنمایی‌های دلسوزانه‌ی خانم ایمان زاده عزیز هستم.
خانم ایمان زاده به عنوان مربی گوهرتراشی، با حوصله و ظرافتی تحسین‌برانگیز، قدم به قدم کنار من پشت دستگاه تراش ایستادند. ایشان فقط تراشیدنِ سنگ را به من یاد ندادند، بلکه به من آموختند که چطور با صبر و حوصله، زیباییِ پنهانِ درون هر گوهر را کشف کنم.
یادم هست وقتی برای اولین بار با هیجان گفتم: "استاد ببینید من تونستم!"، نگاهِ تشویق‌آمیز خانم ایمان زاده و تاییدِ استاد آریانی مهر، همان جرقه‌ای بود که به من اطمینان داد مسیر درستی را انتخاب کرده‌ام. ترکیبِ دانشِ استاد آریانی مهر و همراهیِ صمیمانه‌ی خانم ایمان زاده، آموزشگاه لیان‌گوهر را برای من به خانه‌ی دوم تبدیل کرد؛ جایی که در آن، "فرمیوم" از یک رویا به یک واقعیتِ درخشان تبدیل شد.
بعد از آن به کمک وحمایت برادرم هزینه تمام کلاس ها را پرداختیم و  تمام دستگاه ها و تجهیزات کارگاه رو خریدیم.

تولد برند فرمیوم
 کلاس‌های تراش، گوهرشناسی و الماس‌شناسی و... را گذراندم. کارگاه تخصصی‌ام را تاسیس کردم و برند جواهرات «فرمیوم» را راه انداختم و در نهایت تخصص مرواریدشناسی گرفتم. تمام این‌ها لطف خدا بود و حمایت خانواده ام که پشتیبان من بودند.

 

سنگ‌ها به ما صبر می‌آموزند...
 مسیر من، از نیمکت‌های دانشگاه تا پشت دستگاه تراش، به من ثابت کرد که هیچ آرزویی به خاطر مسائل مالی یا قضاوت دیگران دفن نمی‌شود؛ بلکه فقط منتظر زمانِ درست و آدم‌های درست می‌ماند. امروز که در کارگاه "فرمیوم" به مرواریدها و سنگ‌هایم نگاه می‌کنم، می‌بینم تمام آن سختی‌ها و تلاش‌ها، صیقلی بود که روزگار به روح من زد.


 اگر شما هم آرزویی دارید که سال‌هاست گوشه دلتان خاک می‌خورد، یادتان باشد که حتی سخت‌ترین کانی‌ها هم در برابر اراده و تخصص، شکل می‌گیرند و درخشان می‌شوند. شما برای شروع رویایتان منتظر چه جرقه‌ای هستید؟

 

کلید واژه: گوهرشناسی، گوهرتراشی، برند جواهرات فرمیوم، زمین‌شناسی، مرواریدشناسی، کارگاه تراش سنگ، موفقیت در کسب و کار.

سبد خرید