عیدی طبیعت به من؛ کشف عقیق در قلب روستا

امسال عید، مثل هر سال به دیدن خاله‌ام که در ساوه زندگی می‌کند رفتیم. خاله و بچه‌هایش خیلی به سنگ‌ها علاقه دارند و مسافرت هم زیاد می‌روند. از سفرهایشان برایم چند تکه سنگ آورده بودند که بعد از بررسی به این نتیجه رسیدم همه‌شان رسوبی هستند و فقط چون رنگ قشنگی داشتند، گفتم: «بگذار کنار گلدانت برای قشنگی...»
یک روز برای صرف ناهار به طبیعتِ یکی از روستاهای اطراف رفتیم که خیلی باصفا بود. طبقِ عادت همیشگی‌ام و آن حسِ زمین‌شناسی‌ام، در طبیعت با سرِ پایین، با چشمانم در جست‌وجوی سنگ‌های ارزشمند بودم...

خاله، دخترخاله و خانواده‌ام نیز همراه من شروع به گشت و گذار کردند. کمی که گشتم، چشمم به یک جاسپر خوشگل سرخ‌رنگ افتاد. سپس تکه‌های کوچک عقیق شجر و عقیق منظره پیدا کردم.
همه با هم ذوق کردیم و بیشتر گشتیم. در همین حین، یک توضیح صحرایی فوری به همه دادم و همه با هم گشتیم و کلی عقیق خوشگل و متنوع پیدا کردیم.
وقتی خسته شدیم، آهسته داشتیم برمی‌گشتیم که چشمم به یک قطعه خیلی بزرگ عقیق افتاد. با کلی زحمت برداشتیمش و برگشتیم سمت استراحتگاهمان؛ (آنجا) استراحت کردیم و سپس به خانه برگشتیم.

این سفر هم تمام شد، اما آن تکه عقیق بزرگ و سنگ‌های رنگارنگی که پیدا کردیم، برای من فقط سنگ نبودند؛ یادآورِ لذتِ کشف و هم‌نشینی با خانواده بودند. حالا این سنگ‌ها قرار است در آتلیه فرمیوم بررسی و تراش خورده شوند تا زیبایی نهفته‌شان نمایان شود.
گاهی گنج‌ها دقیقاً زیر پای ما هستند، فقط کافی است با نگاهی متفاوت و کمی دانشِ گوهرشناسی به زمین زیر پایمان نگاه کنیم. رسالت ما در فرمیوم هم همین است: دیدنِ زیبایی‌های پنهان و انتقال تخصص به کسانی که مثل ما عاشق طبیعت و اصالت سنگ‌ها هستند.

 

پ.ن: اگر دوست دارید بدونید جاسپر چیه؟ یه سری به صفحه خانواده کلسدونی و سنگ جاسپر بزنید.

سبد خرید